آموزش روشی برای تبدیل جیمیل به ایمیل کلاینت در دسکتاپ

آموزش روشی برای تبدیل جیمیل به ایمیل کلاینت در دسکتاپ

تبدیل جیمیل به ایمیل کلاینت

با تبدیل جیمیل به ایمیل کلاینت در دسکتاپ می‌توان بدون نیاز به نرم افزارهای مدیریت ایمیل، تمامی حساب‌های کاربری خود را مدیریت کرد. مدیریت جیمیل در دسکتاپ به صورت مستقیم، سرعت و کارایی را افزایش می‌دهد. جیمیل را باید به عنوان مهمترین سرویس ایمیلی دنیا شناخت، اما همچنان برخی افراد و مخصوصا در ادارات، مجبور …

نوشته آموزش روشی برای تبدیل جیمیل به ایمیل کلاینت در دسکتاپ اولین بار در گجت نیوز پدیدار شد.

تماشا کنید: تریلر زمان عرضه بازی Get Even منتشر شد

تماشا کنید: تریلر زمان عرضه بازی Get Even منتشر شد
چندی پیش تریلر زمان عرضه بازی Get Even منتشر شد که اطلاعات و جزئیات آن در ادامه قابل مشاهده است. همان طور که اطلاع دارید، تنها یک روز تا انتشار جدیدترین ساخته استودیو فارم ۵۱ (Farm 51) باقی مانده است که تریلر زمان عرضه آن توسط سازندگان بازی منتشر شده است. شما در این بازی […]

چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)

چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)

بهناز جعفری در جلسه پرسش و پاسخ سریال «زیر پای مادر» با یک خبرنگار وارد جدل لفظی می شود و با عباراتی نامتعارف همه را شگفت زده می کند.

بهناز جعفری یا (جدال هفته)
برترین ها: در این رابطه تقریبا تمام واکنش های بی ربط و با ربط در با توجه به جایگاه صنفی اتخاذ شد، یعنی محض رضای خدا و انصاف هیچ بازیگری طرف خبرنگاران نگرفت و البته در آن سمت هم چنین اتفاقی نیفتاد! واکنش های بی ربطی مثل فایل های صوتی رامبد جوان که از فرط بی ربطی صفر کشکولی را هم میان ماجرا آورد، یکی دو تا نبود. حامد بهداد پست گذاشت، شهاب حسینی در نشست خبری نمایش «اعتراف» از جعفری حمایت کرد. روزنامه نگارها هم بیانیه و امضا و از این داستان ها که دیده ایم و خواهیم دید. دسته بندی و کلی گویی آفت این جدل شد مثل نمونه های مشابه هیچ کدام از طرفین دقیق و روشن اظهار نظر نکردند، چرا؟
چون هیچکدام از آدم های درگیر ماجرا از لحاظ هویتی احساس کاملی نداشتند و سعی کردند با بسته شدن به یک گروه هویت خودشان را تثبیت کنند در واقع حمایت حامد بهداد بیشتر از آن که کمک کننده ماجرا باشد ارضای نیاز بهداد است که یعنی ببینید من در دسته ی  بازیگرها هستم و الان وقت عرض اندام است متقابلا منی که اینجا منفک از فضای مطبوعاتی هستم در گوشه ای از «برترین ها» هفته ای یک بار کلمه خرج می کنم هم اگر بدون اعتقاد موضع گیری کنم طرف آن خبرنگار را بگیرم بیشتر حسی از کمبود هویت خودم را ارضا کرده ام که یعنی ببینید من به دسته ی خبرنگارها تعلق دارم.
چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)
خلط مبحث هم که اصلا پیشه ی همه ی ماست. یکی گفت بهناز جعفری را رسانه ها ستاره نکردند که وام دار آن باشد راست هم می گفت انصافا بهناز جعفری به آن معنا سلبریتی نیست. او بازیگر با استعداد و پرتلاشی است که موقر و متین پیش رفته و از همین جهت به هیچ رانت و رسانه ای وصل نیست. به قولی پول نداده که روی جلد باشد و با به خاطر چشم و ابرو دلبری نکرده، اما فرض سلبریتی نبودن که دلیلی به بی نیازی به رسانه ها نیست. اصلا همین شان و کیفیت کاری خانم جعفری را چه کسانی جز رسانه ای ها روشن کرده اند؟ گاهی فکر می کنم این گسترش صفحات شخصی مجازی بازیگران و فوتبالیست ها دچار توهم کرده که خب چه کاری است با اهالی رسانه در ارتباط باشیم؟ ما به آن ها بی نیازیم، وقتی در دایرکت با مخاطب ارتباط مستقیم می گیریم! راست می گویند اما مگر غیر از این است که هر بار خودتان دست به قلم شده اید با گاف های عجیب و غریب مضحکه خلق کردید؟ خب نمی توانید اشکالی هم ندارد، همان طور که فلان منتقد هیچ وقت بازیگر خوبی نشد، شما هم نمی توانید معرف خوبی برای کارنامه کاری تان باشید، چون خیلی هایتان برخلاف ظاهر پرجذبه و حرف های ادیت شده ی مصاحبه هایتان چیز زیادی درونتان ندارید و به عبارتی در حد خجالت آوری بی سوادید!
بهناز جعفری وامدار رسانه ها نیست اما اگر همین چهارتا روزنامه مجله هم نباشند چه کسی قدرت تشخیص سره را از ناسره دارد؟ باور کنید کار شما نیست حالا شاید همین چهار تا خمار و بنگی بتوانند آبرویتان را بخرند و چهره ی موجهی از شما نشان دهند!
اما ورای همه ی این ها  باز هم این حس نخوت آزاردهنده است این که در میان همه ی ما ریشه دارد گمان می کنیم با یارگیری و دسته بندی و خلط مبحث گرده افکار عمومی را به دست می گیریم و ترکتازی می کنیم. یعنی مردم و مخاطبان هر چه ما بگویند و هر طرف که شلوغ تر باشد را انتخاب می کنند چشم بسته دنبالش میفتند؟ البته که نه! یکی نیست بگوید که این متنی که نوشته می شود آن فیلم که ساخته می شود و اصلا هر اثری هنری و هر چه که در مواجهه با مخاطب است، دوباره از سمت ذهن و چشم و مخاطب بازتعریف می شود. اصلا سرنوشت دیگری پیدا می کند.
همین متنی که به زعم من بی طرفانه است از سمت مخاطب بسته به پیش زمینه های ذهنی تعاریف گوناگونی پیدا می کند یا پذیرفته می شود و مورد تمجید قرار می گیرد یا رد می شود و تکفیر می شود و یا در یک حالت ایده آلی مخاطب با متن وارد گفت و گو می شود. حکایت این جنجال ها هم همین است افکار عمومی خودش می تواند حساب ها را جدا کند اگر که خیلی فضا مغشوش نشود و با تمام این حرف ها پرسشی که می ماند مختصر است و روشنگر؛ کداممان حاضریم جلوی جمع این گونه تحقیر شویم؟ کداممان؟

مصدق و کاشانی یا (کودتای هفته)
انتشار برخی اسناد راجع به کودتای 28 مرداد 32 ذهنیت عده ای را نسبت به آیت الله کاشانی عوض کرده تا پیش از این همراهی و همگامی کاشانی در جریان ملی شدن صنعت نفت با دکتر مصدق نشانی از همراهی روحانیت با تجدد تفسیر می شد. تجددی که از کت شلوار شق و رق دکتر مصدق بیرون می آمد، همان مردی که دعوای استقلال شرکت نفت را داشت تا از چنگ انگلیسی ها دربیاورد از این دیار بروند و…
داغ ترین روز تابستان تمام سال ها؛ آن روز چرخش جمعیت! یک صبح تا شب چقدر می تواند الهام بخش باشد؟ این همه داستان و فیلم و مستند و تحلیل چرا روح جاندار آن روز را راضی نمی کند؟ مگر چه داشته که تاریخ از مرورش سیر نمی شود؟ بریتانیا، آمریکا و شوروی افتاده بودند به جان مملکت، یک نفر می خواست اختیارات علیحضرت را محدود کند، شکایات بریتانیای سود جو را در لاهه جواب بدهد و بعد این گونه تنها بماند؟ کاش اصلا این اسناد جعلی و دروغین باشد؟ اصلا مگر نمی شود که فرض گرفت کاشانی نامه نوشته بود که حواس مصدق را به کودتای احتمالی جمع کند و مصدق توجهی نکرده؟ برمبنای همان فرض مگر خودِ مصدق نبود که مختصر جواب داد: «مرقومه حضرت آقا وسیله آقا حسن آقای سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت هستم. والسّلام»
چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)
بگذارید فکر کنیم مصدق آن قدر هم تنها نبود! گیریم که دکتر فاطمی (منادی جمهوری) را به دار آویخته بودند. گیریم که در حصر رفت! گیریم که آمریکا و شاه دمارش را در آورند، اصلا توده هم خیری نداشت، اما کاشانی که بود، مرجعیت بود. مردم به او اعتماد داشتند. بازار را پشت مصدق آورده بود. ما همه اش فکر می کنیم که مصدق خیلی تنها نبوده، این فکر و گمان را نباید بر هم زد. آخر مگر می شود یک نفر آن قدر اساطیری و تراژیک باشد؟ قهرمان های سینما هم حداقل یک یاوری، یک معشوقه ای در کنار خود دارند، مگر می شود؟ اصلا چنین تنهایی و عظمتی با روح جهان امروز سازگار نیست با عقلانیت مدرنیته جور در نمی آید!
نباید این اسناد را باور کنیم گرچه یرواند آبراهامیان در «تاریخ بین دو انقلاب» نوشته بود که مصدق پس از شکست انگلیس و شاه در سی تیر تند رفت و اصلاحاتش زیادی بنیادی شد و دست خیلی ها از منافعی که داشتند کوتاه شد، همان شد که دست شعبان بی مخ و فلان روحانی و بهمان مستشار خارجی روی هم رفت و مصدق شد دشمن مشترک!
مصدق تند رفته بود. نهادهای سنتی را از چرخه حکومت داری حذف کرد، در واقع چاه خودش را کند مردم کشش آن همه تجدد یهویی را نداشتند! آبراهامیان راست نوشته بود. دکتر فاطمی یکی بود، دردانه بود. پای مصدق ایستاد و به زنش گفته بود :« کودتا برای من مهم نیست، اون قولی که به آقای مصدق دادم برام مهمه»  ملکتاج گفته بود «بیا بریم پاریس بیا دارو ندارمونو بفروشیم و از این مملکت خراب شده فرار کنیم، بیا تمام پل های پشت سرمونو خراب کنیم و از این جا بریم و همه چیزو فراموش کنیم بهت قول میدم اگه هوای یه کشور دیگه بهت بخوره حالت جا بیاد و دنیا رو با چشم دیگه ای ببینی» کاش رفته بودند هم مصدق و هم دکتر فاطمی می گویند و اصلا کاش کاشانی را هم برده بودند، بیچارگی یکی از عوارض کودتاست، حتی برای نسل ها بعد…

بنیامین یا (هنجار شکن هفته)
انتشار قطعه «کبیر» توسط بنیامین بهادری واکنش هایی را از جانب علما و اهل فن بر انگیخت. موسیقیایی کردن ادعیه و آیات متبرک قرآن پیش از این هم سابقه داشته و چند سال قبل محسن نامجو هم دعای «مجیر» را در دستگاه های موسیقی ایرانی خوانده بود و البته در آن زمان هم سیبل انتقادات شد. این بار بنیامین «کبیر» را در یک بستر ریتمیک اجرا کرده، که داستان کمی فرق می کند. به هر حال روزی ربنای محبوب شجریان هم در دستگاه سه گاه خوانده شده و حالا زیباترین نغمه ی مذهبی است.
موسیقی گاهی در انتقال پیام می تواند موثرتر و پیش برنده تر از کلمات عمل کند و این که قاطعانه همراهی موسیقی با ادعیه را رد کنیم شاید کمی خشک و خام باشد، در همه ی مذاهب و آئین ها و مناسک مذهبی موسیقی به کمک تاثیرگذاری کلام آسمانی آمده، چه در کلیسایی در رم باشد و چه در مسجدی در کوفه و هنگامه ی تعزیه اهل تشیع ایرانی باشد و چه یکشنبه های مقدس ارتدوکس ها در فلان کشور اروپای شرقی باشد.
چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)
موسیقی همواره کنار کلام آسمانی نشسته و چیزغریبی نیست و اگر اصولی باشد ترس تقدس زدایی هم همراه چنین همراهی نیست. علما و مجتهدین هم با این همراهی تا جایی که منجر به غنا نشود مشکلی ندارد، اما منوط به این که کلام واضح باشد و انتقال پیام تقویت شود نه که دچار خدشه شود و ریتم قطعه، سوار بر کلام و محتوا باشد. حساسیت از جایی ناشی می شود که آن تم آهنگین «مضمون» را تحت تاثیر قرار می دهد که انصافا در مورد قطعه ی بنیامین این اتفاق افتاده، وگرنه سال ها و دهه هاست در گوشه گوشه ایران ادعیه را در گوشه های مختلفی از دستگاه شور که در ذات خودش تضرع، التماس و خواهش دارد اجرا می کنند و آب هم از آب تکان نخورده! اصلا اعراب تحت تاثیر موسیقی ایرانی، عثمانی و یونانی ادعیه و مناسک مذهبی را اجرا می کنند، اما این چیزی که بنیامین در قطعه «کبیر» عرضه می کند نامفهوم و تا حدی مبتذل است. انصافا این بار با درجاتی از تحمل پذیری در میان علما مواجهیم که موجب شده چنین قطعه ای حاشیه هایی فراتر از این نداشته، این قطعه نه نوآوری دارد و نه خلاقیت نه مثل آن قطعه ی نامجو که تلاش می کرد فتحه و کسره ی کشدار را با کلام عربی همراه کند خلاقانه است.
در واقع شکلی دم دستی از موسیقی غربی که در آن فواصل موسیقی شرقی وجود ندارد باعث شده ریتم برآن سوار شود و مضمون از وزن بیفتد. شاید تنظیمی خلوت تر و پرهیز از افکت های موسیقایی و اصلا گنجاندن ادعیه و کلام مقدس در دستگاهی مانند «سه گاه» یا «شور» منطقی تر باشد و آن هدف غایی از همنشینی موسیقی و کلام مذهبی انگیز محقق شود. یادمان نمی رود که بنیامین در ابتدا یک مداح بوده و از فضایی مذهبی شروع کرده اما شاید ناخواسته با انتشار چنین قطعاتی خلاف خواستگاه اولیه اش حرکت می کند و خب طبیعتا حساسیت برانگیز است.
هر بار و در هر ماجرای این چنینی چهره اپوزیسیون مآب گرفتن دلیلی بر روشنفکری و انعطاف پذیری نیست. گاهی اصول بنیادین یک شیوه زیر سوال می رود، آن گاه همان اصل قائل به انعطاف پذیری، حکم می کند مقابل بدعت های مخرب ایستادگی کنیم. مخلص کلام این که بنیامین حتما نیت خیری داشته و خواسته رنگ و لعابی جذاب به یک دعای مذهبی بدهد اما نتیجه کار با آن نیت احتمالی سازگار نیست.

حمید استیلی یا (خاطره نگاری هفته)
این یادداشت صرفا یک نگاه شخصی است و روایتی خاطره انگیز…
تابستان در آستانه بود، امتحانات در انتها. گرم تر از سال های قبل بودیم در هوای جام جهانی. برنامه بازی ها در کیف پول و جیب پشت و روی دیوار جولان می داد. لامصب! آن حس لعنتی که ما هم سهمی از خنده های دنیا داریم دوباره به سراغمان آمده بود. نه جنگ و نه موشک، جام جهانی بود! جایی برای مترقی ترها، این بار ما هم بودیم، تابستان در آستانه بود!
شب بود، کولرها بی قرار کار می کرد، پشتمان خیس عرق بود اما، لحظه ی انتقام نزدیک بود؟ لذتی که در انتقام هست، در بخشش نیست. این واقعیتی بود که زندگی کرده بودیم؛ بیدار ماندیم، باید انتقام می گرفتیم! انتقام صفِ پنیر دانمارکی، صفِ چند عدد نان، صفِ نفت، صفِ چوب کبریت حتی! الان نوستالژی است، آن موقع تیغ گرما و چوب سرما بود، آن موقع لایی کشیدن پسرهمسایه بود که یک نفر جلو بیفتد، الان گلاسه شده آن موقع کاهی بود! آن موقع تعلیم و تعلم عبادت بود، موز اما دلبرتر بود! نوبت انتقام بود؛ آمریکای جهانخوار، امپریالیسم نامرد! لعنتی باید در فرانسه می کشتیمت در آن مهد روشنفکری! چه تناقضی؟ در مهد روشنفکری گفت و گو نمی خواستیم، ما جنگ می خواستیم، تابستان در آستانه بود!
چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)
عابدزاده بود که جلوتر از همه آمد، پشت بندش یک ده نفره ی سرخ، انتخاب  خوبی بود؛ قرمز محرک تر از سفید است. این بازی فوتبال نیست، این تقاص سال ها فشار و انزوا است. پشتِ تلویزیون های تازه رنگی شده ی خانه ها چشم هایی بود و البته قلب هایی که فقط پیروزی می خواست، حتی به قیمت مردن؛ بمیر اما ببر. امشب خارق العاده باش. دانه های تسبیح، ناخن های جویده شده، هُرم گرما، پاهایی که درشکم جمع شده، سکوت آن نیمه شب، تابستان در آستانه بود، اما هنوز خرداد بود!
چه جوری آن همه کش آمد؟ اعجاز؟ شاید! استیلی پرواز کرد، بعدش…آن مشت ها، آن رگ گردن، آن اشک ها، صادقانه ترین خوشحالی پس از گل تاریخ. صدام لعنتی را کشته بودیم انگار! اصلا انگار اوشین سپید بخت شده بود، وای وای وای…. قانون جاذبه بار دوم در فرار مهدوی کیا نقض شد. باد بود در زمین و اینجا در خاورمیانه اشک بود گوشه ی چشم. «مک براید» هم نتوانست دلمان را بلرزاند، دیر شده بود برای اولین بار نه برای ما، بلکه برای آمریکایی ها دیر شده بود. ما آن موقع در خیابان بودیم با بیژامه، با شربت، تابستان دیگر در آستانه نبود، داغ شده بودیم؛ ملنگ و مست و فراموش.

زنان ممنوعه یا (بنر هفته)
این که جماعتی برای ورود یا عدم ورد زنان تصمیم بگیرند و تز صادر کنند بدترین قول در حق زنان است. اصولا دسته بندی زنان و صحبت کردن در مورد آن ها به مثابه یک اقلیت، شان آن ها را پایین می آورد، طبقه متوسط ایرانی متوجه این ماجرا شده و واکنش های مثبتی نشان نمی دهد از همین جهت حتی افراطی ترین احزاب اصولگرا هم تمایلی ندارند با مخالفان ورود زنان به استادیوم ها همراه شوند. والسلام.
چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7)

نوشته چهره های جنجالی در هفته ای که گذشت (7) اولین بار در سایت سرگرمی و تفریحی پونک پدیدار شد.

ابتلا به افسردگی و فراموشی با بدترین عادت های زندگی

ابتلا به افسردگی و فراموشی با بدترین عادت های زندگی

ابتلا به افسردگی و فراموشی با بدترین عادت های زندگی ابتلا به افسردگی و فراموشی با کارهای روزانه ای که بنظر ما بسیار عادی هستند بدتر خواهد شد شما میتوانید این عادت های مضر را از خود و زندگیتان دور سازید و از ابتلا به این بیماری ها جلوگیری سازید. همچنین راه درمان بیماری افسردگی […]

نوشته ابتلا به افسردگی و فراموشی با بدترین عادت های زندگی اولین بار در سایت سرگرمی و سبک زندگی جوانی ها پدیدار شد.

مزون‌ های زیرزمینی در ایران با تیپ و لباس های نامتعارف + تصاویر

مزون‌ های زیرزمینی در ایران با تیپ و لباس های نامتعارف + تصاویر

تصاویر مزون‌ های زیرزمینی مزون‌ های زیرزمینی : در حالی‌که رشد قارچ‌گونه مزون‌ها و خانه‌های مد و لباس بدون مجوز در چند سال اخیر را که با تقلید از مد و ژورنال‌های غربی به ترویج پوشش‌های بیگانه و هنجارشکن می‌پردازند، می‌توان از مصادیق آشکار ولنگاری فرهنگی خواند، حالا مسئولان امر به فکر ساماندهی و نظارت […]

نوشته مزون‌ های زیرزمینی در ایران با تیپ و لباس های نامتعارف + تصاویر اولین بار در شهر مطلب پدیدار شد.

ناصر خویشتن دار (گوینده و دوبلور) مبتلا به سرطان شد +عکس

ناصر خویشتن دار (گوینده و دوبلور) مبتلا به سرطان شد +عکس
«ناصر خویشتن دار» از گویندگان و دوبلورهای قدیمی، مدتی است که از بیماری سرطان معده رنج می‌برد، امروز جمعی از گویندگان رادیو به دیدار این هنرمند پیشکسوت رفتند. این مدیر دوبلاژ پیشکسوت سیما که علاوه بر گویندگی در دوبله، در رادیو نیز فعالیت دارد مدتی است که به سرطان معده مبتلا شده و روند درمانی …

فروش گوشت انسان از شایعه تا واقعیت + تصاویر (۱۸+)

فروش گوشت انسان از شایعه تا واقعیت + تصاویر (۱۸+)

گوشت انسان ، فروش گوشت انسان
مطبوعات زامبیا چین را متهم کردند که گوشت اجساد چینی را به صورت کنسرو در فروشگاه های آفریقا به فروش می رساند.

 واقعیت فروش گوشت انسان در فروشگاه ها

در پی شایعه پراکنی های فراوانی که در شبکه های مجازی اتفاق می افتد طی یکی دو روز گذشته در مطبوعات زامبیا هم این شایعه قوت گرفت که کشور چین اجساد مردگان را به صورت کنسرو درمی آورد و آنها را به کشورهای آفریقایی از جمله زامبیا صادر می کند تا در فروشگاه های این کشور به فروش برساند.گوشت انسان

گوشت انسان

پس از انتشار شایعۀ مربوط به فروش گوشت اجساد چینی در آفریقا، چین این شایعات را رد کرد. طی یکی دو روز گذشته در مطبوعات زامبیا این شایعه قوت گرفت که کشور چین اجساد مردگان را به صورت کنسرو درمی آورد و آنها را به کشورهای آفریقایی از جمله زامبیا صادر می کند تا در فروشگاه های این کشور به فروش برساند.

قضیه تا آنجا پیش رفت که یکی از  زامبیا ادعا کرد چین از گوشت مردگانش گوشت گاو نمک سود درست می کند و به کشورهای آفریقایی می فروشد. برخی نیز مدعی شدند چین برای خلاص شدروزنامه های زردن از شر اجسادش آنها را به این شکل در کشورهای آفریقایی می فروشد. اما سفیر چین در زامبیا به شدت این شایعات را رد کرد.

گوشت انسان

گوشت انسان

قضیه از اینجا شروع شد که یکی از کاربران فیسبوک به شوخی عکس هایی از فروشگاه اسمیت فیلد لندن را به اشتراک گذاشت و زیر آن نوشت «مردم چین از گوشت اجسادشان گوشت گاو نمک سود درست می کنند و به آفریقایی ها می فروشند». این عکس ها به سرعت منتشر شد و مطبوعات زامبیا نیز به آن دامن زدند.

شایان ذکر است؛ اسمیت فیلد فروشگاهی در لندن است که گوشت هایی شبیه به اندام های انسان مثل دست، پا، گوش و یا کل بدن ساخته و به مشتریانش می فروشد. این کاربر فیسبوک نمی دانست با این کار چه دردسرهایی درست می کند.

با این حال، سفیر چین در زامبیا به خاطر این شایعات عذرخواهی کرد و گفت:این شایعات کار افرادی است که می خواهند روابط بین دو کشور را خدشه دار کنند.

گفتنی است؛ چین و زامبیا روابط اقتصادی محکمی دارند به طوری که این روابط نارضایتی برخی از تولیدکنندگان داخلی را در پی داشته است.

تصاویر زیر مربوط به فروشگاه گوشت اسمیت فیلد لندن است.

گوشت انسان

گوشت انسان

گوشت انسان

گوشت انسان

گوشت انسان

منبع : باشگاه خبرنگاران – / ل

نوشته فروش گوشت انسان از شایعه تا واقعیت + تصاویر (۱۸+) اولین بار در دانلود آهنگ. پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید محسن لرستانی نگین با کیفیت عالی مخصوص ماشین

محسن لرستانی

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبا محسن لرستانی به نام نگین با لینک مستقیم و کیفیت عالی + پخش آنلاین و متن آهنگ

Download New Music Mohsen Lorestani Negin

نری نگین دق میکنم گریه رو هق هق میکنم
تو این دیار بی کسی من خودمو گم میکنم
نری نگین دق میکنم
طفلی دل ساده ی من بهونه تو هی میگیره
میگه اگه نگین بره بعد نگین اون میمیره بعد نگین اون میمیره
اگه بری نگین خانوم دلم برات دق میکنه
رفتن تو نگین خانوم خونه خرابم میکنه
کی مثل من دوست داره هر روز برات گل میاره
اگه یه لحظه تب کنی تا صب برات خواب نداره
بدیم چی بود نگین خانوم میخوای که تنهام بذاری
میخوای که از پیشم بری پا روی قلبم بذاری
اگه بری نگین خانوم بد جوری من تنها میشیم
یواش یواش از غم تو میبینی دیونه میشیم

download mp3


منبع : دانلود آهنگ جدید محسن لرستانی نگین با کیفیت عالی مخصوص ماشین در سایت ختی متی

اپل تا به امروز صدها هزار اپلیکیشن غیراستاندارد را از اپ استور حذف کرده است

اپل تا به امروز صدها هزار اپلیکیشن غیراستاندارد را از اپ استور حذف کرده است

اپل اخیراً به وضوح اعلام کرده که در صدد افزایش کیفیت کلی اپ استور خود برآمده و بنابر گزارش های تازه، این کمپانی روی حذف اپلیکیشن های اسپم یا کلون تمرکز نموده است. اپل در توضیحات اپ استور آورده «اپلیکیشن هایی که با قالب های [از پیش آماده] تجاری یا از طریق سرویس های تولید اپلیکیشن ساخته شده باشند، مورد قبول نیستند» و به نظر می رسد که اپل قصد دارد روی این موضوع پافشاری بیشتری بورزد.

اشاره به قالب های از پیش آماده، نکته ای بسیار مهم است؛ زیرا همین حالا صدها و بلکه هزاران کلون از بازی Flappy Bird در اپ استور به چشم می خورد که با الگوهای تک دکمه ای توسعه یافته اند. اما مشکل، بسیار فراتر از کلون های فلپی برد می رود و اپلیکیشن هایی برای استریم موسیقی در اپ استور قرار گرفته اند که محتویات غیرقانونی در اختیار کاربران قرار می دهند و ردگیری شان نیز تقریباً غیرممکن است؛ بنابراین سازندگان این اپلیکیشن ها می توانند پیش از حذف آنها، به درآمد قابل توجهی برسند.

در مجموع، اپل اخیراً «صدها هزار» اپلیکیشن را از اپ استور خود حذف کرده که اپلیکیشن های کلون، اسپم، غیرسازگار با 64 بیت و آن دسته از نرم افزارهایی که برای «سال ها» دانلود نشده اند را شامل می شود.

در ماه اکتبر سال گذشته میلادی بود که اپل برای نخستین بار از برنامه اش برای حذف «اپلیکیشن های دردسرآفرین و رها شده» سخن گفت و تقریباً 50 هزار اپلیکیشن را حذف نمود. طی سال جاری میلادی، اپل این برنامه را ادامه می دهد و می خواهد همه چیز را برای طراحی جدید اپ استور که اواخر امسال به دست عموم می رسد آماده کند.

The post اپل تا به امروز صدها هزار اپلیکیشن غیراستاندارد را از اپ استور حذف کرده است appeared first on دیجیاتو.